سيد محمد كمره اى

105

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

بعد خانه آقا ميرزا صدر الدين رفته ، آقا ميرزا ماشاء الله [ هم آنجا ] بود . بعد آقاى آقا ميرزا اسماعيل تنكابنى آمد . بعد آقاى آقا تقى . يكصد و بيست ورقه باقى تفتيش شده بود به بنده رد نمودند . بعد قرار شد كه صبح شنبه منزل آقاى آقا ميرزا اسماعيل رفته كه بليطها را كه به فقراء برسد تقسيم نمائيم . ساعت يك و نيم از شب بلند شده به منزل آقا محمد صراف كه از قم براى فوت پدرزنش ايام عيد را نمانده و آمده بود به جهت ديدن و ترحيم و تهنيت عيد رفته ، يكساعتى نشسته ، قرار شد صبح رعيتش را به خانه فرستاده سر موها را بزند . بعد بيرون آمده ساعت سه از شب به خانه رسيده ، كاغذى از آقاى مرآت ظهر رسيده بود كه بنده يك و نيم از شب به منزل آقا « 1 » بروم كه آقا وقت ملاقات به بنده داده بودند اتفاقا سه از شب بلكه نيم بالا گذشته بود ، ديدم كار گذشته ناچار چند كاغذ ديگر هم بود خوانده ، شام آبگوشت خورده خوابيدم . [ امور روزانه ] پنجشنبه 15 جمادى الثانى . - صبح بعد از چايى به منزل مرآت الممالك رفته كه انتظار ديشب آقاى مستوفى كه من دير ملتفت شده بودم بپرسم و براى وقت ديگر ملاقات را تعيين نمايم . مرآت هم از خانه بيرون آمده گفت ديشب تا ساعت دو و نيم منتظر شما در منزل آقا بودم . آقا هم تشريف نياوردند من ديگر نمانده ، خانه آمدم . بعد به اتفاق رفتيم منزل آقا . جمعيت زيادى بود . گفتم من امروزه موقع [ را براى ] ملاقات [ مناسب ] نمىبينم . قرار شد تعيين وقت با آقا نموده به بنده اطلاع بدهند . و در بين راه اظهار داشتند كه حسين فشنگچى كشفياتى از او شد ؛ سى هزار تومان كه از بانك قزوين سرقت برده‌اند و ترورها كه واقع شده ، ژلاتينى و اوامر كميته اجرائيه و تهديد آقاى مستوفى شايد مستند به حسين فشنگچى باشد . قرار تأسيس تشكيل ملى بعد بيرون آمده به منزل معاون السلطنه رفته به قدر دو ساعتى نشسته قرار شد كه فردا عصر جمعيتى از مؤيد الاسلام و غيره را دعوت نموده جريان تشكيل ملى را بدهند و سايرين را حاضر بلكه بنمايد . بعد بيرون آمده منزل آقا ميرزا على اكبر

--> ( 1 ) . مستوفى الممالك .